دغدغهای به نام اشتغال فارغالتحصیلان در کرمانشاه
حرکت در راستای توسعه پایدار، بدون برنامهریزی صحیح سرمایه انسانی امکانپذیر نیست و سیاستهای مربوط به اشتغال باید با توجه به اهداف توسعه و بر پایه اشتغال کامل جمعیت و در جهت استفاده بهینه از منابع انسانی تدوین گردد. مسئله بیکاری ازیکطرف منبعث از ناکارآمدی بخشهای مختلف یک جامعه و از طرف دیگر عاملی مهم و تعیینکننده در شکلگیری بسیاری از پدیدههای نابهنجار اجتماعی است. بیکاری بهعنوان معضلی فراگیر، توازن و تعادل جامعه را برهمزده و باعث ایجاد بحرانهای متعدد در عرصههای اجتماعی، اقتصادی، روانی و حتی سیاسی میگردد. ازاینرو، کاهش بیکاری و رسیدن به یک سطح قابلقبول، یکی از اهداف مهم دولتها و بالتبع ارزیابی سطح کارآمدی آنهاست.
همچنان که آمار و ارقام به وضوح نشان میدهد، موضوع بیکاری در استان کرمانشاه بهصورت عام و بیکاری فارغالتحصیلان بهصورت خاص بهعنوان یک مساله اساسی مطرح بوده و با توجه به رشد روزافزون عرضه نیروی کار بهویژه نیروی کار جوان و تحصیلکرده و از طرف دیگر نبود شرایط مناسب کار در استان، تعادل عرضه و تقاضای کار در استان بهشدت برهمخورده و جمعیت زیادی به دلیل بیکاری و یا اشتغال ناقص وضعیت دشواری را تجربه میکنند. علیرغم فراگیر بودن پدیده بیکاری در سایر استانها و بهاصطلاح وجود نرخ بیکاری دو رقمی در اقتصاد ایران، (البته به جز آمار پاییز ۹۹ که خوشبختانه این نرخ به کمتر از ۱۰ درصد رسید) استان کرمانشاه بهصورت حادتری با این چالش مواجه است. نرخ بیکاری بیش از ۲۸ درصد فارغالتحصیلان دانشگاهی از یکسو و پتانسیل این افراد برای تأثیرگذاری مثبت بر روند توسعه اشتغال برای سایر گروهها؛ ضرورت توجه به رفع موانع بیکاری را برای این افراد فراهم میسازد. این وضعیت برای چندین سال متمادی در استان کرمانشاه وجود داشته است و علیرغم تلاش سیاستگذاران و مجریان امر برای توسعه اشتغال و کاهش بیکاری، شرایط موجود نشان میدهد که در عمل کارنامه نامناسبی در مدیریت این پدیده شکلگرفته است. بالتبع رفع این وضعیت غیرعادی، نیازمند عزم مبرم و جهادی و برنامهریزی و سیاستگذاری صحیح فرهنگی، اجتماعی، اداری- سیاسی و اقتصادی، اصلاح قوانین و مقررات و بهرهگیری از راهکارهای اجرایی مناسب در زمینههای مختلف آموزشی و پژوهشی است.
پدیده بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی، بهعنوان موضوعی اجتماعی، پدیدهای چندبعدی و چند متغیره است و مجموعه عوامل فرهنگی- اجتماعی، سیاسی، اداری و حاکمیتی، اقتصادی- توسعهای، فردی- خانوادگی و دانشگاهی بهصورت چندبعدی، چند متغیره و پیچیده موجب بروز و تشدید آن در استان کرمانشاه شدهاند و در طیفی از تأثیرگذاری مستقل یا درهمتنیده ایفای نقش میکنند. این عوامل بهصورت همافزا زمینه تشدید بیکاری و بازتولید آن را فراهم میسازند. بازتولید این موضوع بدان معناست که در صورت ادامه وضعیت فعلی، شرایط: فهم- انفعال- تشدید، رخ خواهد داد؛ بدان معنا که افزایش نرخ بیکاری در استان موجب ارسال یک تصویر نامناسب درونی و بیرونی از این حوزه برای مخاطبین و فعالین خواهد شد که خود زمینه افزایش مهاجرت نیروی نخبه علمی، اجرایی، اقتصادی و کاری را فراهم ساخته و زمینه کاهش تمایل به سرمایهگذاری از طرف شهروندان ساکن (سرمایهگذاری درونزا)، عدم اشتیاق از سوی سرمایهگذاران غیرساکن (سرمایهگذاری برونزا) را مهیا میسازد. این مسئله زمینه تشدید واقعیِ خودباوری منفی را فراهم نموده و به بازتولید بیکاری و تشدید آن، خواهد انجامید. هرچند که وضعیت عکس نیز صادق بوده و میتوان چرخه مؤثر و در حال بهبودی را ایجاد نمود.
در این راستا آنچه حائز توجه جدی است؛ لزوم تغییر در متغیرهای اداری در ایفای نقش دولت در سیاستگذاری صحیح، کاهش رانت، ایفای نقش در تدوین و اجرای برنامهریزی جامع (استراتژیک و عملیاتی) اشتغال در استان برای کنترل بیکاری است که در صورت بهبود عملکرد سازمان اداری استان در حوزه کلان سیاسی و سیاستگذاری و اجرایی، میتوان انتظار داشت که نرخ بیکاری کاهش یابد. در این خصوص و در اولین گام، پیشنهاد میشود دولت بهعنوان مسئول و متولی حوزه عمومی، فهم صحیحی را از مساله به دست آورده و به عمق مساله توجه کرده و اقدامات استراتژیک و عملیاتی هدفمند و گستردهای را جهت کاهش نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی، تدوین و اجرا نماید.
برنامههای فعلی برای کاهش نرخ بیکاری در استان، بیش از عوامل اجتماعی، سیاسی – مدیریتی و فرهنگی محدود و متمرکز به عوامل اقتصادی از جمله ارائه تسهیلات بانکی است که به دلیل روبنا بودن این راهکار و تکبعدی بودن این برنامه، ممکن است نتیجه مطلوب را ایجاد نکند؛ بنابراین میبایست ضمن شناخت عوامل ایجاد و تشدیدکننده بیکاری فارغ التحصیلان، بهصورت خاص برنامههایی در حوزههای مختلف اداری- سیاسی و فرهنگی و اجتماعی تنظیم و اجرایی شود. در این راستا میبایست در قدم اول امکان مشارکت کنشگران اصلی (اعم از بخش خصوصی، دولتی و علمی) را فراهم آورد و در آنها باور و اعتقاد لازم را ایجاد کرد. ترویج گفتمان عمومی و کارشناسی بر سر راهبردهای کاهش بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی در استان میتواند به معنابخشی جمعی کمک کرده و درک مشترک و همراهی بهتر را ایجاد نماید. این راهبرد میتواند منجر به تصویب مفاهیم مشترک، فهم بهتر و حمایتهای اجرایی شود.
از سویی هرچند ظهور برخی عوامل تشدیدکننده بیکاری، مربوط به عوامل سطح بنگاههاست؛ لکن در خصوص رفع این عوامل نیز نهاد دولت میتواند نقشی تأثیرگذار ایفا نماید. برگزاری دورههای آموزشی توانمندسازی، تأمین خدمات مشاوره در حوزههای مختلف بازاریابی، فروش و مالی از مهمترین چالشهای سطح بنگاه بوده که در صورت اهتمام دولت در برنامهای میانمدت قابل سیاستگذاری و حل خواهد بود.
در مجموع به دلیل سطح پیچیدگی و چند عاملِ بودن بیکاری در استان کرمانشاه، ماهیت متغیرها و همچنین شکلگیری و تعمیق این پدیده در دوره زمانی طولانی؛ به نظر میرسد حل آن نیز نیازمند تدوین برنامهای استراتژیک برای بازه زمانی نسبتاً طولانی و اعمال تغییرات در برخی حوزهها باشد. این مسئله نبایست با تلاطمهای سیاسی دچار تغییر و چالش شده و میبایست در طی برنامه انرژی، زمان و بودجه لازم برای آن در نظر گرفته شود. به صورت خلاصه چند برنامه پیشنهادی برای مواجهه با پدیده بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی در زیر ارائه میشود:
- تدوین برنامه جامع بهبود فرهنگ کار در استان
- توجه به آموزشهای کاربردی
- آموزش عمومی خانوادهها برای آمادهسازی شرایط جهت مواجهه با بیکاری دانشآموختگان دانشگاهی
- تدوین و اجرای سایر برنامههای فرهنگی مرتبط با بیکاری فارغالتحصیلان
- بهبود قوانین حمایتی در حوزه اشتغال فارغالتحصیلان دانشگاهی
- افزایش هماهنگی بین ذینفعان سیاستگذار و مجری مرتبط با اشتغالزایی فارغالتحصیلان دانشگاهی
- بهبود شرایط بهرهگیری از مدیریت جهادی
- برخورد جدی با پدیده فساد اداری
- اصلاحات فرایندی- اداری برای بهبود فضای کسب و کار
- ایجاد اختلال در چرخه بازتولید بیکاری
- افزایش هماهنگی بین نیازهای بازار کار با آموزشهای دانشگاهی
- افزایش ارتباط با صنعت و جامعه و توسعه دورههای کارورزی در صنعت برای اساتید و دانشجویان
- اصلاح سیاستهای اشتباه در نحوه پذیرش دانشجو
- توسعه آموزشهای مهارتی
- ارائه بورسیههای صنعت به دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاهی