یادداشتی از دکتر سیاوش قلیپور، عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه رازی
در قدرشناسی تاریخ و ضرورت آرشیو
در اهمیت آرشیو میتوان به تفصیل سخن گفت و وجوه مختلف آن را در کتابی مفصل شرح و بسط داد. در این مقال، فقط بدین گزاره ساده اشاره میکنم که «مدرنیته بر بستر آرشیو رشد و نمو کرد». برای تأیید این ادعا کافی است که با نگاهی به آثار فلاسفه بزرگ، مورخان، جامعهشناسان و شهرسازان بزرگ حال حاضر جهان، به فراهمی و وفور دادههای آرشیوی در تحلیلهای آنها پی برد. فروکاستن آرشیو و ثبت آثار تمدنی به امری تکنیکی و مهارتی؛ خطایی معرفتشناختی است که زوایای مختلف زیست بشر را به ظواهر فرو میکاهد و از منطق و سازوکار روح فرهنگی و تمدنی غافل است. بدین روی، قبل از هر چیز باید متذکر شد که توجه به آرشیو یک اندیشه است که در ساحتهای مختلف زندگی خود را نشان میدهد. کشورهای اروپایی در دو سده اخیر تلاش کردند تا انبوهی از اسناد دیگر کشورهای جهان را در مراکز اسناد و موزهها طبقهبندی و در دسترس پژوهشگران قرار دهند. در کشور ما نیز کتابخانه ملی، مرکز اسناد مجلس و وزارت خارجه، اسناد زیادی را جمعآوری و در حال آرشیوکردن هستند. شواهد و قرائن در استان کرمانشاه حاکی از آن است که اندیشه تشکیل آرشیو مهجور است و عاملان این تفکر، جایگاه درخوری برای سخن گفتن ندارند. برای تأیید این ادعا در دو حوزه «شهر کرمانشاه» و «دانشگاه رازی» بحث را به پیش میبرم.
نخست، اندیشه آرشیوسازی در شهر منجر به نگهداشت تاریخ و هویت شهری میشود. بسیاری از شهرهای جهان از طریق یادبود، نگهداشت و مرمت آثار تاریخی تلاش میکنند که ردی از تمامی تمدنهای گذشته را برای نسلهای بعد نگه دارند تا از این طریق به تاریخ خود استمرار ببخشند و اندیشه و منش نوآوران، عالمان، دانشمندان و ایثارگران را زنده نگه دارند تا با روحبخشی به شهر، احساس تعلق بیشتری در روح مکان (شهر) بدمند. بدون تردید شهرهای کاشان، اصفهان و شیراز در این زمینه در ایران پیشرو هستند. اما کرمانشاه وضعیت متفاوتی دارد و تلاش شایان و درخوری برای نگهداشت میراث و تمدن نیاکان خود انجام نداده است. تباهی بازار سنتی، بانک «شاهی»، بیمارستان «مسیح»، محلات قدیمی («فیضآباد»، «چنانی»، «علافخانه» و …)؛ رهاشدگی آرامگاه «محمدعلی بهبانی» (سرقبر آقا) و تخریب ساختمانهای «عمادیه»، «مسعودیه»، بخشهایی از محله «فیضآباد»، «چنانی»، ساختمان «اخوت» و سهلانگاری در نگهداشت ساختمانهای ارزشمند دیگری در شهر به دلایل مختلف (مانند معارضات ملکی و در تملک ورثه بودن) ناشی از نحیفبودن اندیشه آرشیوسازی نزد نخبگان و بیتوجهی کنشگران زندگی روزمره به این امر خطیر است. البته بازسازی و مرمتِ حمام «حاج شهبازخان»، «بازار زندیه»، «غرب بازارسنتی» و جلوگیری از ساختوساز در محله فیضآباد از فعالیتهای ارزشمند میراث فرهنگی است.
بسیاری از شهرهای جهان که تاریخ درخوری ندارند؛ تلاش میکنند گذشتهای خیالی را برای خود دست و پا کنند. تا ضمن هویتبخشی به شهر در راستای توریسم به عنوان درآمد پایدارِ شهر، گامهای موثری برای خیر عمومی و کیفیت زندگی شهر بردارند. قابل ذکر است، نادیده گرفتن ابنیه تاریخی از طریق تخریب بناهای تاریخی، در نهایت به نفع سوداگری و منافع شخصی است که نتیجه آن افسونزدایی از شهر است. حضور تاریخ در شهر، تخیل شهری و احساس تعلق را فزونی میبخشد و هالهای از خیال، سپهر اجتماعی آن را فرا میگیرد. خیالی که منجر به «سکونت کردن» و محافظت از باشندگان (شهروندان) میشود.
دوم، دانشگاه رازی نیز غالباً تحت سیطره علوم دقیقه و تکنیکی بوده است و دپارتمانهای آن در این راستا پایهریزی شدهاند. با نگاهی ساده به نحوه هزینهکرد دانشگاه در ساخت آزمایشگاه، تجهیزات، کتابخانه و مواد مصرفی در مقایسه با مرکز اسناد در دهههای گذشته، متوجه غفلت از اندیشه آرشیوسازی میشویم. بسیاری از افراد هم به عنوان استاد و هم به عنوان دانشجو و کارمند، اختصاصدادن مکان و هزینه برای آرشیوسازی را جدی تلقی نمیکنند. غافل از این که تشکیل آرشیو یعنی آغاز اندیشیدن و تأمل در ساحتهای مختلف زندگی. نداشتن آرشیو مشکلات زیادی را برای پژوهشگران حوزه تاریخ، فرهنگ، اقتصاد، معماری و جغرافیا به وجود آورده است. پژوهشگران در نبود اسناد توانایی صحبت درباره گذشته و روندهای تاریخی را ندارند. غفلت دانشگاه در این حوزه توسط برخی پژوهشگران آزاد و با تشکیل آرشیوهای شخصی جبران شده است. آنها با مرارت و هزینه شخصی مبادرت به چنین کاری کردند و در حفظ و نگهداری آن وسواس به خرج میدهند که نتیجه آن انحصار بر اسناد است. بنابراین پژوهشگران یا به پژوهشهای دست دوم مراجعه میکنند و یا باید هزینه گزافی برای دسترسی به اسناد بپردازند. مورد اخیر برای برخی افراد ممکن نیست. در نتیجه ما همواره با پژوهشهای جدی از جانب افرادی که دسترسی به آرشیو ندارند روبرو نخواهیم بود.
به نظر میرسد یکی از راههای ارتباط جامعه و دانشگاه درک و فهم بافت تاریخی و اجتماعی شهر است که این امر خطیر ممکن نیست مگر از مسیر آرشیو. چطور میتوان بدون دیدن اسناد مرتبط با تاریخ، جامعه و فرهنگ، روندهای آن را درک کرد و درباره آن سخن گفت؟ پاسخ واضح و آشکار است. چنین چیزی ممکن نیست. آرشیو محل نگهداری انواع و اقسام سندهاست. هر نوع دادهای را میتوان در آرشیو نگه داشت تا آیندگان از آن بهرهمند شوند.
بالاخره دانشگاه رازی بعد از سالها بیتوجهی، در دو سال گذشته به فکر جبران این کمبود افتاد و مرکز «کرمانشاهشناسی» را تأسیس کرد که باید آن را حرکتی میمون و مبارک دانست. همچنین در سال گذشته مدیریت دانشگاه، انجمن ایرانی تاریخ و شورای مرکزی آن در استان به همراه استادان محترم گروه تاریخ، تلاش وافری برای آرشیوسازی کردهاند که جای بسی خرسندی است. نتیجه این تلاشها در دانشگاه تأسیس
- موزه و اسناد تاریخیِ دانشگاه (در مرحله بهرهبرداری) و
- موزه سختافزار و وسایل قدیمی دانشگاه (در مرحله مکانیابی)
است.
ذکر یک نکته در این باب ضروری است و آن اینکه؛ ساختن آرشیو، کاری بس دشوار، طولانیمدت و نیازمند تخصص است. نسخهخوانی، دستهبندی، نمایهکردن و نگهداری از فرآیندهای دشوار آن است که نیروی انسانی ماهر به همراه هزینه و پشتیبانی همدلانه را طلب میکند.
رایزنی و مذاکرات دانشگاه رازی (با محوریت گروه تاریخ و حمایت مدیریت دانشگاه) با شهرداریِ کرمانشاه جهت تأسیس آرشیوِ شهرداری و موزه نفت و اختصاص مکانی تاریخی به آن را میتوان جریانی بالنده و برخاسته از دل زندگی روزمره در نظر گرفت که در راستای هویتبخشی به شهر و بستری برای پژوهشهای آیندگان قلمداد میشود. آرشیو، حافظه شهر و پیرامون آن است. آرشیو، مغز شهر است. تمام دادههای حیاتی در آن نگهداری میشوند. گذشته و هویت شهر است. بیتاریخی، بیریشگی است و فرصتی برای عناصر سودجو فراهم میآورد تا در بیریشگی و بیهویتی جولان بدهند. در شهرِ دارای هویت، شهروندان نگاهبان و پاسدار سنتها و میراث هستند. نگاهداشت تاریخ، مبنای استواری برای نگاهداشت جامعه و رشد و بالندگی آن است.